ای کسانی که [می پندارید] ایمان آورده اید،[به راستی] ایمان بیاورید...
نساء (136)
از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت…بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…منتظر بودم به من نگاهی بکنن…اما اصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…یه لحظه تو دلم گفتم:”"حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!”"خلاصه خیلی اون لحظه تو فکر فرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم، وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم، کارامو سروسامون دادم، تغییر کردم، مدتی گذشت، یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم، از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم، چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن…
اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت، من دم در سرم رو پایین انداخته بودم، اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود، تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن: "حمید..حمید…حاج آقا باشماست."
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:
- یک ماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…
----------------------------------

ترک هرگناه = نشاندن لبخند بر لبان نازنین حضرت مهدی علیه السلام…
ترک هرگناه = برداشتن یک قدم در مسیر ظهور…
------------------------------------
پی نوشت: می بینید وقتی آدم خالص میشه برای خدا،خدا هم به نفسش و اعمالش برکت میده.یه تحویل نگرفتن آقا بهجت یه جوون رو از این رو به اون رو میگه.این اثر رو فقط خدا میده..
---------------------------
دوران راهنمایی در مدرسه معراج اندیشه(از مدارس وابسته به سپاه پاسداران) دبیری داشتم از بچه های جبهه و جنگ به نام آقای حسینی که برای خودش یک پا آچار فرانسه بود و توی مدرسه ما ، هم دینی درس می داد و هم پرورشی و هم زبان!از اون معلم های با عشق و با صفایی که وقتی وارد مدرسه می شد همه ی بچه ها دورش رو می گرفتند و برای چند دقیقه هم کلام شدن با او با هم مسابقه می گذاشتند.با اینکه چند سال اسیر شده بود و پایش از یادگاری مین های فکه می لنگید و یکی از گوشهایش هم سنگینی می کرد اما از قافله زندگی عقب نمانده بود و بعد از اتمام جنگ و آزادی از اسارت دشمن شروع به ادامه تحصیل کرد و شنیدم که چند سال پیش دکترایش هم گرفت و داشت روی تزش کار می کرد.خلاصه طبق تفسیر جدید از بی سوادی و با سوادی از اون بی سوادهایی بود که اتفاقا از جای خاصی هم تغذیه می شد،از خاک جبهه و جنگ!...
ادامه مطلب...
چنانکه گل همه عمرش مسخر شادیست
چنانکه هستی آتش اسیر سوختن ست
تمام پویه انسان به سوی آزادیست
کتاب مرجع : Computer Networks - Tanenbaum & Wetherall
ویرایش پنجم : مــدیــا فــایــر | آپـــلــودبـــوی 6.7 مگابایت
حل تمرین ویرایش پنجم : مــدیــا فــایــر | آپـــلــودبـــوی *اختصاصی CS4ALL *
من توی هیچ سایت فارسی ندیدم حل تمرین ویرایش 5 گذاشته باشه ، اگه کسی پیدا کرده توی نظرات بگه، ولی فکر کنم برای اولین بار بین تمام سایتهای فارسی زبان CS4ALL داره منتشر میکنه
ویرایش چهارم : مــدیــا فــایــر | آپـــلــودبـــوی 24.2 مگابایت
حل تمرین ویرایش چهارم : مــدیــا فــایــر | آپـــلــودبـــوی
ویرایش چهارم ترجمه فارسی : مــدیــا فــایــر | آپـــلــودبـــوی 41 مگابایت
مجموعه اسلایدهای ویرایش پنجم : مــدیــا فــایــر | آپـــلــودبـــوی 21 مگابایت
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فایلها دارای ریکاوری می باشند ، در صورتی که هنگام Extract با اررور مواجه شدید می توانید فایل را با نرم افزار Winrar تعمیر (Repair) کنید
+ لینکهای آپلودبوی اضافه شد.

در ادامه لینک دانلود چندتا از سرودهای اوایل انقلاب
یکشنبه 3 تا 5
شنبه 10 تا 12


