ابزار رایگان وبلاگ

علوم کامپیوتر برای همه
علوم کامپیوتر برای همه

ای کسانی که [می پندارید] ایمان آورده اید،[به راستی] ایمان بیاورید...

نساء (136)



 
تاريخ : ۱۳۹۲/۱۱/۱۳
دکتر بیژنی ساعت  درس مباحثی در علوم کامیپوتر رو میتوانند به ساعات زیر بدهند:

یکشنبه  3 تا 5

شنبه 10 تا 12





به قلم مريم قريشي(مدیر دوم)
اسلایدهایی که استاد هنرمند درس میدادند ضمیمه لینک زیر شده

 http://s5.picofile.com/file/8106275700/ServiceOrientedArchitecture.pdf.html 



به قلم مريم قريشي(مدیر دوم)
برای دریافت سوالات به همراه راه حل ها و test case ها به لینک زیر مراجعه کنید

http://www.cs09.blogfa.com/post-227.aspx          



به قلم مريم قريشي(مدیر دوم)
                    


به قلم مريم قريشي(مدیر دوم)
 
تاريخ : ۱۳۹۲/۰۵/۲۸



به قلم مريم قريشي(مدیر دوم)
                    

                              

                                       http://laitec.ir/?page_id=5843



به قلم مريم قريشي(مدیر دوم)
 
تاريخ : ۱۳۹۲/۰۵/۰۳
دوستان علوم کامپیوتر نودی  به کمک آقای مظفری یه فرصت برای یادگیری برنامه نویسی  برای خودشون و دوستانشون فراهم کردند. یه سر به shahedbs.com بزنید و در جمعشون شرکت کنید. این فرصت رو از دست ندید اگه استقبال نشه این روند قطع میشه. تو کشور ما اگه  یه فارغ التحصیل رشته کامپیوتر توانایی برنامه نویسی نداشته باشه ----- ! ( جای خالی رو خودتون پر کنید : دی) فقط کافیه آگهی های استخدامی رو یه نگاه بندازید.



به قلم مريم قريشي(مدیر دوم)

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 


پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی . 

دوستدار تو پدر 

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد : 

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام . 

 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند, و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

 پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟ پسرش پاسخ داد : 

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .


"در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت"



به قلم مريم قريشي(مدیر دوم)
///http://s3.picofile.com/file/7564979030/matrix_binary_abstract_blue11_2_.jpg height 275