ای کسانی که [می پندارید] ایمان آورده اید،[به راستی] ایمان بیاورید...
نساء (136)
12 بهمن به عنوان روز نهایی ارائه پروژه نرم افزار به توافق اکثریت بچه ها رسید
------------------
ممنون از همکاریتون
اگر لازم باشد مردم را در جریان مسائل کشور قرار می دهم...
با سدی مواجه شوم به مردم خواهم گفت...
به مردم خواهم گفت که یک عده نمی خواهند...
این صحبت ها شما را به یاد چه کسانی می اندازه؟ محمود احمدی نژاد؟ معاونان احمدی نژاد؟ حامیان احمدی نژاد؟
نه، این سخنان حجت الاسلام دکتر روحانی در سفر اخیرشون به خوزستان خطاب به مردمه
فکر کنم لازم به یادآوری نیست که این ادبیات تا چه حد می تونه برای کشور مضر باشه.یادمون نرفته که به خاطر همین سبک رفتارها بود که دولتی که باید تمام توانش رو به حل مشکلات مردم و خصوصا مشکلات اقتصادی که مورد تاکید مقام معظم رهبری بود می ذاشت وارد حاشیه ها شد و تمام توانش سر این دست مسائل به هدر رفت.
بنابر تصاویری که از سخنرانی ایشان در خوزستان پخش شده، ایشون شبیه همون رفتاری رو با وزیر محترم کشاورزی در این استان داشته اند که آقای احمدی نژاد در جلسه معروف جوانان با معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی داشت که مثلا در حضور جمع به زیر دست خود در مورد کاری که نیاز به مطالعه تخصصی و منابع فراوان و ... داره، دستور اجرا داده اند که تشویق مکرر حاضران در سخنرانی رو در پی داشته و زیردست بخت برگشته هم که مگه توان مخالفت داره؟ (که حتی اگه موافق هم باشه، جا افتادن چنین ادبیاتی در سلسله مراتب مدیریتی کشور می تونه عواقب خطرناکی داشته باشه).
به هر حال انتظار از دولت تدبیر و امید رفتارهای غیر مدبرانه نیست و این تدبیر و امید مقتضیاتی داره، از جمله اینکه:
- اگه رییس جمهور قصد صحبت با مردم و در میان گذاشتن نکاتی با اونا رو دارند که البته حق هر رییس جمهوری است، بهتره این کار را بدون احمدی نژادی شدن و بردن کشور به فضای تهدید و ... بگم بگم عملی کنه
- انجام رفتارهای دستوری آنی عوام گرایانه نیز از دولت اعتدالی تدبیر و امید پذیرفتی نیست.
در مجموع، قطعا مردم و رای دهندگان آقای روحانی به ایشان رای ندادن که راه غلط قبل رو ادامه بدن. راه خطای یکبار رفته را دوباره رفتن عواقب بدتر و ملامت های دو چندان در انتظار است.
-------------------------------
اقتباسی از مطلبی با همین مضمون در سایت الف
جدا از اختلافات سیاسی همیشه برای موفقیت ایشون دعا میکنم چون ایشون الان نماینده ی کل ایران و نظام اسلامی ان
راه دوری است ، و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.
می كنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سایه ای از سر دیوار گذشت ،
غمی افزود مرا بر غم ها.
فكر تاریكی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهانی.
نیست رنگی كه بگوید با من
اندكی صبر ، سحر نزدیك است:
هردم این بانگ برآرم از دل :
وای ، این شب چقدر تاریك است!
خنده ای كو كه به دل انگیزم؟
قطره ای كو كه به دریا ریزم؟
صخره ای كو كه بدان آویزم؟
مثل این است كه شب نمناك است.
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من ، لیك، غمی غمناك است.

متن خاطرهی رهبر انقلاب اسلامی:
بهار سال ۱۳۶۵
را - روزى كه امام(ره) در بستر بيمارى بودند - فراموش نمىكنم. ايشان دچار
ناراحتى قلبى شده بودند و تقريباً ده، پانزده روزى در بستر بيمارى بودند. در آن
زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن كردند و گفتند سريعاً به آنجا
بياييد؛ فهميدم كه براى امام(ره) مسألهيى رخ داده است. آناً حركت كردم و پس از
چند ساعت طى مسير، خود را به تهران رساندم. اولين نفر از مسؤولان كشور بودم كه
شايد حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ايشان حاضر شدم. در آن وقت برادر
عزيزمان جناب آقاى هاشمى در جبهه بودند و هيچكس ديگر هم از اين قضيه مطلع نبود.
روزهاى
نگرانكننده و سختى را گذرانديم. خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى كه نزديك تخت ايشان
رسيدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گريه كردم. ايشان تلطف فرمودند و
با محبت نگاه كردند. بعد چند جمله گفتند كه چون كوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بيرون
آمدم و آنها را نوشتم. برادر عزيزمان آقاى صانعى هم در اتاق بودند. از ايشان كمك
گرفتم، تا عين جملات امام(ره) را بازنويسى كنم.
در
آن لحظهيى كه امام(ره) ناراحتى قلبى پيدا كرده بودند، ما بشدت نگران بوديم. وقتى
كه من رسيدم، ايشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند. بنابراين،
مهمترين حرفى كه در ذهن ايشان بود، قاعدتاً مىبايد در آن لحظهى حساس به ما مىگفتند.
ايشان گفتند: قوى باشيد، احساس ضعف نكنيد، به خدا متكى باشيد، اشدّاء على الكفّار
باشید و رحماء بينكم؛ و اگر با هم بوديد، هيچكس نمىتواند به شما آسيبى برساند.
به نظر من، وصيت سىصفحهيى امام(ره) مىتواند در همين چند جمله خلاصه شود.
سخنرانى
در مراسم بيعت ائمهى جمعهى سراسر كشور به اتفاق رئيس مجلس خبرگان ۱۳۶۸/۴/۱۲
-------------------------------------------------------
به یاد حماسه 4 سال پیش مردم در 9 دی ماه 88 ، که وقت پای اعتقادات و ارزش ها اومد وسط از هر اختلافی چشم پوشی کردن و همه یه رنگ شدن.
یادم میاد اون موقع ماه های قبل کنکورم بود و ساعت آخر حساب دیفرانسیل داشتیم.مدرسه م روی حضور و غیاب کلاسا خیلی حساس بود برا همین دیروزش به خونواده م سپرده بوده م برا اون ساعت به ناظم پیش دانشگاهی مون زنگ بزنن و هر طوری شده هماهنگش کنن . به هر نحوی بود ساعت آخر نموندم و خودم رو به موقع به تهران رسوندم(اون موقع ساکن کرج بودیم).چیزی که برام اون روز خیلی جالب بود تنوع آدمایی بود که میدیدم.به هیچ وجه منحصر به اصطلاح بچه حزب اللهی ها و یا طرفدارای نظام نبود.هر کسی با هر تیپ و قیافه ای که محبت ابی عبدالله رو تو وجودش حس می کرد اون روز اومده بود و این دقیقا همون رمزیه که امام بهش تاکید فراوون داشت.یعنی با هر تنوع عقیده ای سر اعتقادات اصیل اشتراک داشتن.
یعنی وحدت..
به امید ایرانی اسلامی.ایرانی با عزت و اقتدار و رفاه
http://s5.picofile.com/file/8106275700/ServiceOrientedArchitecture.pdf.html
خب رسیدیم به فاز آخر پروژه که همون کد نویسی و در نهایت تست برنامه ست
با پایان یافتن مهلت بخش MSP گروه ها میتونن کدنویسی هایی که تابحال (اگر) انجام دادن رو به ایمیل زیر بفرستن
فعلا deadline مشخصی به طور دقیق تعیین نشده ( حدودا یکی دو هفته بعد از امتحانات) ، پس با حوصله و دقت کار رو پیش ببرین
اگه فکر میکنین تا یه جاهایی رسوندین پروژه رو ، یعنی اگه چنتا کلاس هاش و توابع رو نوشتین ، بفرستین
اگه دیتابیس رو طراحی کردین و یه چیزایی هم توش ریختین و توی کد باهاش کار میکنین، بفرستین
اگه یه prototype مناسب تهیه کردین بفرستین
اگه هیچ کاری هم نکردین که خب شروع کنید و در روزهای آینده که به موارد ذکر شده رسید پروژه تون، بفرستین
در اولین ایمیل ارسالی حتما نام اعضای گروه قید شود ( ارسال کننده ایمیل به عنوان سرگروه تلقی خواهد شد )
در آخر مهمترین نکته ای که در مورد کدنویسی میتونم بگم اینه که خوانایی کد و همچنین استفاده از مباحث شی گرایی در نمره این بخش از پروژه سهم بسزایی خواهند داشت و همچنین خلاقیت و ابتکار هم جای خودشون رو دارن در این پروژه
هرگونه سوال ، ابهام ، اشکال و ... رو میتونین با ایمیل بالا در میون بزارین
موفق باشید
مرحوم آیت الله مجتبی شهیدی کلهری مشهور به مجتبی تهرانی:
وضع ما پیش خدا چگونه است؟
نکته ای که در این روایت هست این است که حضرت می فرمایند موقع برخورد با «گناه» ببین خداوند چه اهمیتی نزد تو دارد، امّا نمیفرمایند که هنگام «اطاعت» از خداوند ببین خدا چه جایگاهی نزد تو دارد. چون عظمت خداوند در نزد تو موقعی ظاهر می شود که او تو را نهی کرده است، یعنی هنگام گناه. در روایت دیگری از علی (ع) منقول است که حضرت فرمودند تو به کوچکی گناه نگاه نکن، بلکه به بزرگی آن کسی نگاه کن که در حال معصیت او هستی.
بسیاری از افراد می گویند ما نمی دانیم که خدا از ما راضی است یا نه؛ می گویند نمی دانیم خدا ما را دوست دارد یا دوست ندارد؛ میپرسند وضع ما پیش خدا چگونه است؟ پاسخ به این سؤالات آسان است؛ بگو ببینم هنگامی که به گناه برخورد می کنی، خداوند در نظر تو چگونه است؟ بزرگ است یا کوچک است؟ اگر بزرگ است تو هم پیش خدا بزرگی و او از تو راضی است و تو را دوست دارد؛ اگر کوچک است، بدان که تو هم پیش خدا کوچک و پست هستی و خدا از تو راضی نیست


