ای کسانی که [می پندارید] ایمان آورده اید،[به راستی] ایمان بیاورید...
نساء (136)
شاید برات جالب باشه که:
10 سال پیش
تو همچین روزایی برای اولین بار همدیگه رو دیدیم و همکلاسی شدیم!
حالا کوچیکترینِ ما 27 و بزرگترینمون 30 سالهست
همه چی به همین مسخرگی میگذره. یطوری زندگی کنیم که حسرتی باقی نمونه
اگه ازون روزا خاطرهای داری، اینجا برای همکلاسیهات بنویس
سلام
امیدوارم هرجا هستین خوب و خوش و سلامت باشین.
یه کامنت تو پستِ The End مجبورم کرد دوباره یه شرح مختصری بنویسم. برو ادامه مطلب. چون این پست عکس داره براش رمز گذاشتم و رمز پست، فامیلیِ استاد ریاضی 1مون به انگلیسی و با حروف کوچیکه.
ادامه مطلب...
هرچی تو این 4 سال ساختیم تا تهش با ما خواهد اومد،چه خوبی کردیم چه بدی و ...
CS4ALL بسته نخواهد شد و هنوز هرکسی که دوست داره توش میتونه بنویسه.
اگه کسی دوست داشت میتونه خبرای ادامه تحصیل یا ازدواج یا ازینجور چیزای بچه هارو بنویسه.ماهی یک بار به اینجا سر یزنید.
و از این پس پشتیبانی خاصی برای CS4ALL نخواهد بود و به صورت یه خاطره باقی خواهد موند.
به عنوان عهده دار مسئولیت اینجا در این چندسال، براتون آرزوی پیدا کردن راه واقعی زندگی،شادی حقیقی و سلامتی می کنم.
ما برای همیشه جزیی از خاطرات سنگ به سنگ اون کلاسها،صندلی ها و ساختمون ها خواهیم بود.
بدرود

عکس من از ساختمان ایثار
شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام
لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد
من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند
نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیــــر کردی نیمـه ی عاشق ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
پ.ن:شعر از حامد عسکری و عکس از من.چاله آب جلو علوم پایه!





